گردآوری

مجمع عمومی

تبلیغات تبلیغات

در خیال خویش

می‌بینمت هر روز و هر شب در خیال خویش

یاد توام تا مرگ نگذارد به حال خویش


آن‌قدر نزدیکی که می‌پرسم: تویی یا من؟

- این‌قدر دورم از تو یعنی در خیال خویش -


گفتی که می‌مانی ولی تنها فقط گفتی

تو بی‌خیال من شدی من بی‌خیال خویش


بردی مرا انگار از سویی و از یک‌سو

رفتی مرا تنها نهادی با سوال خویش


رفتی برایم از رسیدن‌ها خبر دادی:

«چون جاده باید ابتدا شد پایمال خویش»


جای تو را در چشم‌های کم‌فروغ من

دنیا نخواهد کرد پر با قیل و قال خویش

...

در بی‌خیالی بودم و هذیان و نومیدی

بازآمدی تا بازگویم شرح حال خویش

گردآوری ، ۱۴۰۳-۰۱-۲۶ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها