گردآوری

مجمع عمومی

تبلیغات تبلیغات

وقتی پیش من هستی

بردار وقتی پیش من هستی نقابت را

تا بشنود بهتر سوال من جوابت را


پشت حصار نقش‌های دیر و دورادور

تا چند پنهان کردن از من اضطرابت را


باید بگویی تا بدانم چیست برهانت

باید؟!... نمی‌دانم؛ ببین تعبیر خوابت را


این‌قدر می‌دانم که در آیین همراهی

با من بیا تقسیم کن حال خرابت را


با من بیا تقسیم کن هرطور می‌خواهی

آماده‌ام تا خط آخر انتخابت را


با من بیا تا بی‌نهایت منطقی باشیم

پنهان مکن در پیرهن حرف حسابت را

...

بردار وقتی پیش من هستی نقابت را

تا بنگرم بی‌پرده روی آفتابت را


می‌بینم آری ای خیالت روشنای راه

در قامت همراه خود لبخند نابت را


تو می‌رسی تا بازگویی داستانت چیست

امضا کنی یعنی بنام من کتابت را


می‌بینم آری در خیالی دور یا نزدیک

در دست خود زلف تو و بر لب شرابت را

گردآوری ، ۱۴۰۳-۰۱-۲۶ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها